آقا! اجازه...
خیلیها اعتقاد دارند کوهنوردی ورزش مقدسی است. خیلیها خدا را در بالای کوهها جستجو می کنند. میگویند در قله به خدا نزدیک میشویم. اعتقاد دارند کوهنوردان انسانهایی فداکار و از جان گذشته میباشند.
من فکر نمیکنم چنین نظریاتی زیاد بر پایه واقعیت استوار باشد. در قله، هیچ نزدیکی به خدا وجود ندارد. خدا در شلوغترین شهرها، در کثیفترین مکانها، در عمیقترین غارها در همه و همهجا حضور دارد. قله هیچ نیست. و فتح قله برای هیچ کوهنوردی افتخار نیست.
کوهنوردی نوعی خزیدن به درون است. نوعی خودشناسی است. شاید بگویید خودشناسی مقدمهای بر خداشناسی محسوب میشود. درست است. بحثی که وجود دارد این است که خودشناسی مختص کوهنوردی نیست. در اتاقی نمور و تاریک، در استادیومی پر از جمعیت، می توان به خودشناسی رسید.
میگویند در کوهنوردی خودنمایی جایی ندارد. نه! این هم درست نیست. بسیاری از کسانی که دنبال ثبت رکوردها هستند یکی از اهداف اصلیشان خودنمایی است. کسان زیادی که در "سهتپه" خودمان ورزش میکنند خودنمایی را لذتبخش میدانند. در مسیر دماوند، در مسیر سبلان، در مسیر توچال خیلی هارا می بینی که خودنمایی میکنند. خیلیها هم جانشان را فدای چنین ایدهای کرده اند.
جدای از این حرفهای حاشیهای و شاید متنی که در بالا اشارهای مختصر بدانها داشتم، کوهنوردی امروز یک فن وتخصص است.
عصر، عصر تخصص است. برای کماهمیتترین کارها امروز متخصصی خبره وجود دارد که میتواند آن کار را به بهترین شیوه به انجام رساند.
کوهنوردیِ امروز با دیروز تفاوتش به اندازه یک قرن است. تمام دانستههای ما دربارهی کوه، دگرگون شده است. علم دست کوهنوردان را گرفته و به یاریشان شتافته است. پزشکان با بررسی ریزترین اجزای سازنده بدن و چگونگی درگیر شدن آنها به گاهِ گام برداریِ کوچک، نحوه درست گام برداری را کشف کردهاند.
صرف بالا رفتن از کوه، امروز کسی را کوهنورد نمیسازد(1). کوهنورد به کسی اطلاق میشود که عالم به علم کوهنوردی باشد. فنون کوهنوردی به دلیل حضور دانشمندان بزرگ در این رشته همواره پیشرو بسیاری از ورزشها محسوب میشود. فاتحین اولیه قلههای بلند و ناشناخته دانشمندان بزرگی از سراسر دنیا بودهاند؛ که نامهایشان بر روی کوهها و ابزارهای کوهنوردی به یادگار مانده است.
کوهنوردی در واقع ورزشی برای بهره بردن بهتر، از زیباییهای طبیعی جهان است.
کسانی که چگونگی بهره بردن از این زیبایی ها را ندانند، کسانی که راههای حفاظت از این زیباییها را نیاموزند، کسانی که بقا در شرایط سخت را ندانند، نمیتوانند نام کوهنورد بر خود بگذارند.
بالارفتن از کوه بدون استفاده بردن از زیباییها، کار کسانی است که کوهنوردی را هنوز به عنوان فنی برای بهتر زیستن نیاموختهاند.
خواندن مقالهها و گزارشها و دیدن فیلمهای کوهنوردی که توسط کوهنوردان کشورهای جهان اولی تهیه دیده شده، نکتهای جالب را بر ما آشکار میسازد: اینکه آنها روی صعبالعبورترین دیوارههای جهان، بالاترین ارتفاعها و یخچالها همواره عنصر "لذت" را چاشنی کارشان میسازند. عکس بسیار جذاب "لین هیل" مطالب بسیاری را برای ما روشن میسازد. "لین هیل" در دل یک شب ظلمانی در وسط یک دیوارهی عمود و بلند، چادری برپا داشته و درون آن مشغول مطالعه کتاب میباشد. این اصل حلقهی گمشده کوهنوردی ماست. عنصر "لذت" از کوهنوردی ما حذف شده است. و علت آن ناآشنا بودن ما با فنون جدید کوهنوردی است. قدرتی که به لین هیل اجازه انجام چنین کاری را می دهد آموزشهای لازم و فراگیری فنون نوین سنگنوردی و کوهنوردی است.
امروز کوهنوردی که با ابزار های جدیدکوهنوردی آشنا نباشد؛ لذت آزادی در اوج بلندیها را به ندرت لمس خواهد کرد.
استرس، عجله، اعصاب خوردی، گم کردن راه و... علتش ناآشنا بودن با علم کوهنوردی است. یک برنامه دو یا سهروزه به دماوند بلندترین قله ایران، اگر همراه با استرس باشد، اگر عجلهای غیر بجا در کار باشد و ... جز ضرر برای شخص هیچ ارمغانی به همراه نخواهد داشت. استرس محصول شهر است. محصول زندگی جدید است. و آنهایی که به کوه میروند باید علم غلبه بر استرس در طبیعت را کسب نمایند. بله این علم اکتسابی است و می توان با بهکار گیری فنون جدید آنها را کسب کرد.
بهانههایی چون کارداشتن، مشکلخانوادگی داشتن و... در کوهنوردی امروز جایگاهی تدارند. استرس و عجله قاتل سلامتی کوهنورد است. اینها مسایلی است که ما را از توصیف کوچک درباره قلهای که بر آن پا نهادهایم باز میدارد.
برای رسیدن به چنین جایگاهی تفکر غالب بر کوهنوردی باید عوض شود. باید فکرهای قدیمی و سنتی جای خود را به ایدههای نو و جدید بدهند. باید روحی دوباره دمید. انرژی مضاعف صرف کرد تا این عقبماندگی جبران گردد. بسیاری از فعالیتها باید ضابطه مند شود. (2)
در ورزش شهرستان تالش که سالهاست خوابی زمستانی را تجربه میکند پازل "علم ورزش" مفقود شده است. این کمبود، ما را در رکود و درجازدن نگه داشته است. دیگر زمان آن گذشته که شخصی با اتکا به چند سال ورزش سنتی، مقامی در کشور کسب نماید. هیچ کشتیگیر تالشی در کشور مقامی نخواهد داشت؛ هیچ تکواندوکاری هم چنین. مسئله دودوتا چهار تا و اصلی بدیهی است: اینکه عقب ماندهایم.
با اتکا به ژنتیک دیگر نمی توان قهرمان شد. کسی باید این استعداد را در راهی درست به کار گیرد. کسی که به علم روز ورزش مجهز است...
(1)هر شخصی میتواند کند یا تند ارتفاع با شیب متوسطی را بالا رود. یک دونده دوی ماراتن یا یک دوچرخه سوار و یا فوتبالیست شاید بهتر از یک کوهنور شیبی را طی نمایند. تفاوت کوهنورد با او زمانی مشخص میشود که به تاریکی میخورد، گرفتار هوای طوفانی میشود، همنوردش آسیب میبیند، به صخرهای برخورد میکند، راه را گم میکند، زانوهایش آسیب میبیند، کولهاش کمرش را به درد میآورد، قوزک پایش درد میگیرد، ناخنهایش آسیب میبیند، ارتفاعزده میشود، کولهاش را از دست میدهد و... .
(2)لازم شد در بارهی این ضوابط، جداگانه خواهم نوشت.
افشین مصرنیا
+ نوشته شده توسط كوهنورد تالشي در جمعه ششم اردیبهشت 1387 و ساعت
22:51 |